باران سیاه
چشمها را باید بست...هیچ ندید هیچ نگفت... سه شنبه 13 تير 1391برچسب:, :: 14:27 :: نويسنده : .................... نمی دانم چرا معنای آهم را نمی دانی نگاهم می کنی،راز نگاهم را نمی دانی چو فانوسی شکستم،تا شدم،خاموش افتادم سکوت غربت و غوغای آهم را نمی دانی کویرستانی ام ،تبخال پایم را نمی بینی
کویرستانی ام ،تبخال پایم را نمی بینی
زپا افتادگی ها رنج راهم را نمی دانی تو از من دل شکستی و من از میخانه پیمانه گناهت را ندیدی و اشتباهم را نمی دانی که هستی شمیم آرزویم را نمی بویی چه هستی که نگاه دادخواهم را نمی دانی؟
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 12:35 :: نويسنده : ....................
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید باران سیاه آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |